دوستان عزیز این پورتال جدید من هست
میتونید برای تبادل لینک تشریف بیارید البته تازه راه افتاده و قالبش هم کار خودم هست.....
www.bkarane.blogfa.com
یکشنبه شانزدهم خرداد 1389
ساعت
10:9
به قلم
حسرت
[
]
سلام به دوستان گلم... چقدر این وبم متروک شده... همه چی سوت و کوره درست مثل خودم اگه موافقین که برگردم تو نظراتتون بهم بگین به خدا به همین توجهتون دلخوشم... خواهش
سه شنبه بیستم بهمن 1388
ساعت
20:3
به قلم
حسرت
[
]
من بر میگردم...
...Coming soon...
شنبه سی ام آبان 1388
ساعت
21:51
به قلم
حسرت
[
]
((برای تبادل لینک تشریف بیارین اینجا))
اگه واقعا دوستم دارید پس این وب رو تو وبلاگاتون بلینکید... این وب من و یکی از دوستامه که تازه راه انداختیم بیاین اینجا و نظر بدید ممنون... حسرت
http://www.chavoshiyoon.blogfa.com http://www.chavoshiyoon.vov.ir
چاووشیون
شنبه چهارم مهر 1388
ساعت
17:27
به قلم
حسرت
[
]
این وب شروع به کار نکرده به کارش پایان میده امیدوارم از تعطیلات تابستون لذت ببرید... مدرسه ها هم دیگه داره باز باز میشه و سر منم شلوغ... بعید میدونم دیگه بتونم آپ کنم به هر حال دیگه منتظرم نباشین... لعنت به من که دل به این وب بسته بودم... حسرت

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
ساعت
17:46
به قلم
حسرت
[
]
سلام از دوستان معذرت میخوام که یه مدت نبودم نتونستم جواب کامنت هایتون رو بدم حالا هم نمیدونستم چی آپ کنم برای همین یه آهنگ قشنگ از پرهام ابراهیمی به نام من عاشقم براتون گذاشتم حجمش خیلی نیست دانلود کنید و لذت ببرید

جمعه بیست و هفتم شهریور 1388
ساعت
15:24
به قلم
حسرت
[
]

بیایید به ادامه پاراگراف و از بهترین ورژن نرم افزار ها استفاده کنید نظر فراموش نشه فقط
[ ادامه ]
جمعه بیستم شهریور 1388
ساعت
3:38
به قلم
حسرت
[
]
منو باید ببخشید که همیشه واستون از شعرام مینویسم آخه مطلب گفتنی دیگه ای فعلا ندارم هر چند ممکنه این اشعار خستتون کنه اما به نظرم بد نباشه نگاهی بهش بندازید این شعر که "تقدیر" نام داره سومین شعر از مجموعه اشعار "مجالی برای مرگ هست" در اینجا جا داره از وبلاگ ارکیده به منظور طراحی کارتپستال قشنگشون که برای من و کتابم طراحی کردن تشکر کنم که میتونید اونو در ادامه پاراگراف ببینید
شهر ما چندیست گلباران شدست باغبان از چشم ما پنهان شدست گل درآید بی حضور باغبان اشک غم از دیده گلها روان شیوه تقدیر ما ایرانی است زین سبب تقدیر ما ویرانی است میل دارد خالق نیکو سرشت بنده هایش را ببیند در بهشت با بهانه کوچکی پروردگار میکند ما را ز دوزخ برکنار گرچه او پروردگار رحمت است بنده اش پروردگار زحمت است روزگاری سربداری کرده ایم دین او را پاسداری کرده ایم کاش روزی هم مسلماانی کنیم نفس خود را کاش زندانی کنیم حیف باشد سهم ما از بوته خار دیگران مست و خود ساقی خمار از پس شعرم دگر حرفی نماند درعوض یادی ز شعرم زین گماند

[ ادامه ]
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388
ساعت
15:30
به قلم
حسرت
[
]
(تمام قالب های طراحی شده رو میتونید با کلیک روی هدر وب دریافت کنید)
به دنبال اینکه بعضی از دوستان در نظرات خصوصی از من میخوان که سایت هایی رو برای قالب عاشقونه براشون معرفی کنم(شبیه قالب خودم) من تصمیم گرفتم که قالب هایی جدید و به روز شده رو براتو در همین وب قرار بدم توجه داشته باشید که قالب ها تا هم اکنون در هیچ سایتی مشاهده نشده پس این نکته استنباط میشود که حق کپی رایت کاملا رعایت شده این قالب ها با رزولیشن بسیار بالا و فانتزی و گرافیکی خواهد بود درخواستی برای سفارش قالب هم پذیرا نخواهیم بود پس منتظر پست بعدی باشید باتشکر حسرت
.:: عاجزانه درخواست دارم از کامنت گذاشتن تکراری بپرهیزید ::. ? چرا رد میشی و نظر نمیدی ؟
شنبه بیستم تیر 1388
ساعت
16:27
به قلم
حسرت
[
]
دومین شعر من از مجموعه "مجالی برای مرگ" که اسمش هست "ملاقات در باران"
شامل سی و چهار بیت و محتوایی عارفانه دارد امیدوارم از خوندن این شعر که ادامش در ادامه پاراگراف هست لذت ببرید!!! لوگوی کتاب رو هم در ادامه دریافت کنید :: از دوستان عزیز خواهش میکنم نظرات تکراری نذارید که پست نظرات سریعتر باز بشه ::
نیمه شب خفته خاموش تنها از صدایی پریدم ز رویا از صدایی ولی ناگهانی از صدایی خوش و اسمانی از صدای قدم های باران از صدای نفس های طوفان بوی نم آمد بوی شبنم بوی بارام آرام و کم کم خواب خود را به شادی شکستم آمدم پشت شیشه نشستم گونه شیشه ها خیس و خرسند چهره پنجره پر زلبخند قطره ها جاری از هر کناری در شتاب از سر بی قراری من شبیخون زدم بر شب و خواب بی عنان رفتم از خانه بی تاب

[ ادامه ]
شنبه سیزدهم تیر 1388
ساعت
0:30
به قلم
حسرت
[
]
|